حیف ما؛ حیف من
نویسنده جایِ دور | 18:19 1405/4/16خط چشم کشیدم. رو دستم خطِ خودکاره. صورتم جوشهای قرمز و زیرپوستی زده. ضدجوش زدم روشون.
بهچندین علت جوش زدم. چون غمگین و استرسیام، تاثیر پریود و هورمون، کاپوچینو و قهوه، و خب سرم دیشب چرب بود. البته یه کرم مرطوبکننده ایرانی هم خریدم و دو بار استفاده کردم. قبلا داشتم، بد نبود. نمیدونم اون تاثیری گذاشته یا نه.
حقیقتا همون عنوان! حیف من به اینهمه زیبایی و لوندی و شخصیت و تحصیلات و هنرمندی. عیبی نداره اگر الان شرایط باب میل این خانومی که من هستم، نیست. فقط میتونم در لحظه باشم و لذت ببرم از چیزی که وجود دارم.
فقط باید آب زیاد بخورم، قند رو به حداقل برسون. نرمشها و ورزشهای کوچولو رو فراموش نکنم. درس بخونم و با آرامش جلو برم. مواظب روحم باشم و نذارم کسی بیاد تو سرم و با من دعوا راه بندازه. چون من میخوام درس بخونم و پیشرفت کنم. بیشتر پیشرفت کنم. خانومی بشم که صداش آرومه و کافی و باکلاس و بوسیدنی.
راستی بخشی از پستهامو باید پاک کنم. ایرادی نداره. روی بیان حساس بودم. اما اینجا نه. چون حجم پیشنویسها بیشتر ازین رو جا نمیده تو خودش.